عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

317

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

گذشت جمع شده و باهم مناظرات نموده‌اند ظافر بن جابر عمر زياد كرد در سنه چهار صد و هشتاد و دو در قيد حيات بوده در اواخر عمر از موصل به شهر حلب مهاجرت نموده و هم در آن ملك درگذشت ( و له كتاب فى ان الحيوان يموت مع ان الغذأ يخلف عوض ما يتحلّل منه ) و ظافر را پسرى موهوب نام و موهوب را خلفى جابر نام بوده كه هر دو از اساتيد اطباى عصر خود شمرده مىشدند و در حلب اقامت داشته‌اند و از تأليفات موهوب بن ظافر اختصار كتاب مسائل حنين است كه در نزد حكما در غايت اشتهار و كمال اعتبار است 2 1 جالينوس Galien , Galenus هشتم طبيب از اطباى كبار ثمانيهء يونانيّين است كه اساس طب نهاده‌اند و در مقدّمهء ثانيهء اين كتاب اسم آنها بتفصيل مرقوم گشت كه اوّل آنها اسقليبيوس و خاتم آنها جالينوس است لذا اين طبيب هنرمند را خاتم الاطبا نام نهاده‌اند * صاحب طبقات الاطباء نويسد ( كان جالينوس من الحكمأ اليونانيّين الذين كانوا فى الدولة القيصريه بعد بنيان روميّه و مولده و منشأه بفرغامس ( برغاموس ) * در تاريخ ابى الفدا كويد ( ان زمان جالينوس متأخر عن زمن اليونان و كان فى زمن الروم ) * چنانچه خود آن حكيم در ترجمهء حالاتش نوشته پدر وى مردى صاحب مال بود « 2 » در ادب و تربيت او جدّ وافى به عمل مىآورد و هيچ چيزى را از او دريغ نمىداشت و معلّم هر علمى را اجرت داده از بلاد بعيده براى تعليمش حاضر مىكرد در سن پانزده در علم حساب و هندسه و ساير علوم رياضى و علوم ادبيّه مهارتى بكمال حاصل كرد سپس او را بمعلم منطق سپرد و قصد پدر اين بود كه بعد از تكميل علم منطق به تحصيل فلسفه‌اش وادارد در آن اوقات خوابى ديد و بواسطهء آن خواب او را به تحصيل طب امر كرد و حين شروع به تحصيل طب هفده سال داشت در سن بيست پدرش بدرود زندكانى نمود و خود از براى تحصيل علوم ببلاد بعيده مسافرت كرد و مدت نه سال در مصر و اسكندريه و روميّه اقامت گزيد

--> ( 2 ) موافق نوشتهء قاموس الاعلام اسم پدر جالينوس ( نيقون ) و شغلش معمارى بوده